آروین آروین ، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 13 روز سن داره

آروین کوچولوی ناز

اولین بهار

  بهار سال 1391   اولین بهار زندگی پسر کوچولوی من در اولین سال زندگیش در راه است   پسر گلم مامان لیلا قبل از عید همه خونه رو تمیز کرد و اتاق تو گل پسری رو هم خونه تکونی کردم مثل دسته گل تمیز تمیز شد شب عید امسال یکی از بهترین و بیاد ماندنی ترین شب های زندگیمون بود و مامانی برا شام کلی غذای خوشمزه درست کرده بود اینم کیک شب عید آروین عزیزم امسال بهار برای من و بابایی مفهوم و رنگ و بوی دیگری داره چون امسال تو در کنار ما هستی و با ما اولین عید زندگیت و آمدن زیباترین فصل سال را نظاره گر هستی تو زیباترین هدیه خدا و بهترین عیدی ما هستی تو را تا بینها...
2 ارديبهشت 1391

تولد مامانی

پسرک عزیزم آخرین روزهای سال ٩٠ یعنی ٢٨ اسفند ماه ،سالروز تولد مامان لیلا است و امسال اولین سالی است که فرشته آسمانی و بهترین هدیه زندگیمون در کنار ماست امسال بابایی تصمیم گرفته بود برا تولدم یه جشن خوب بگیره تا هم تولد رو جشن بگیریم و هم جشنی برا آغاز سال جدید باشه ولی به خاطر فوت آبا نشد و ما این مراسم رو خیلی خیلی ساده برگزار کردیم . عصری بابایی اومد خونه و گفت ببریم آروین رو بذاریم خونه مامان جون اینا و بریم بیرون منم موافقت کردم چون پسر کوچولوی ناز من سرما خورده و نمیشد ببریمش بیرون.بعد بابایی منو برد بازار و کادو تولدم رو گرفت و از طرف تو پسر نازم هم یه بلوز خوشگل خرید و در آخر سر هم یه کیک خوشمزه که بردیم خونه...
2 ارديبهشت 1391

اولین سیزده بدر آروین

آروین من می دونی سیزده بدر یعنی چی ؟ پسرم سیزده بدر یعنی روز طبیعت ،در سیزدهمین روز نوروز همه مردم بار و بندیلشون رو جمع کرده و به دامان طبیعت میرن امسال ما به همراه باباجون اینا و خونواده دایی ها رفتیم شمال و اما شرح ماجرا ... قرار بود ما هم همراه باباجون اینا روز جمعه مورخ 11/01/91 راهی بشیم که نشد آخه خاله پری برا آبا مراسم گرفته بود و ما هم باید شرکت می کردیم لذا تصمیم گرفتیم اونا صبح حرکت کنن و ما بعد از ظهر به اونا ملحق شیم که مراسم طول کشید و عصری مامان جون زنگ زد و گفت اینجا خیلی سرده و مجهز بیایین بابایی گفت اگه الان حرکت کنیم زیباترین جاها را تو شب میریم و طبیعت بهاری رو از دست می دیم لذا تصمیم گرفتیم ساعت 4 صبح حرکت ک...
1 ارديبهشت 1391
1